خرید بک لینک

اوه..شت شت شت

ینی جامع ترین عبارتی که الان میتونم بگم اوه شته!

اصن وضع غیر قابل درکه

کلا اتفاقات همینطوری دنبالمن...بدون اینکه من بخوام برم سراغشون: ولم کنید خو...بزارین یکم آروم بگیرم

یادمه تابستون همینجوری بش گفم شاید M بیاد مدرسمون! همینطور الکی ها گفتم اصن انگار بم وحی شده:||||| اونم گفت نه بابا نمیاد

حالا دقیقا با شروع مدارس خبر رسید که مدرسه شونو قراره تخریب کنن و قراره با ما ادغام شن

برچسب: اجسام از آنچه در آینه, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 17:37

سلام به وبلاگ من خوش اومدین

برچسب: سلام,سلام دانلود,سلام عليكم,سلامتك,سلامات,سلام بمبئی,سلامتی,سلام صبح بخیر,سلامت,سلام دانك, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 17:37

درد چیزی نیست که از بیرون قابل دیدن باشه...درد درون روحشون زندگی میکنه..و هیچ راه فراری هم وجود نداره

آدم چطور میتونه از خودش فرار کنه؟!

درد همراه شما رشد میکنه بدون ایتکه بفهمی..و بخشی از وجودت میشه

برای از بین بردن دردت باید<<روحت رو متلاشی کنی>>

برچسب: meaning, failed to bind to port,ail, this , i'm out,don't restart your computer, , victim com,shop,shopdisplaycategories asp,flawless, donald trump song, out for harambe, p value, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 17:36

شکپیر میگفت<<بودن یا نبودن مسئله این است>>

<<حالا بزارین من یه نقل قول از شکسپیر بگم: شاید از اول هم نبودم..و مسئله این است>>

به نظرتون این جور جمله کاملتر نیس؟!

چطور میشه باشی ولی در حقیقت نباشی؟ هووم؟

برچسب: نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 17:36

✖ رویاهام اسلحه ی منن✖

✖ همه ی زخم هایی که خوردم برام مدال میشن✖

برچسب: ____ is a predefined graphic,__,__,____, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 17:36

امروز روز جالبی بود ...اتفاقای جالبی افتاد درست مثل تازه شدن زخم ها مشخص نیس که حال چندساعت بعدم قراره چطور باشه...ولی ..تا الانکه بهترم درسته که امروز حالم خیلی خوب بود و خییلی سرحال نشون میدادم، اما با هر قدمی که ازم میگذشت یا دورتر میشد من شکسته تر از قبل میشدم ولی اون چه میدونه اینا رو..اون چه میدونه که من چی کشیدم به خاطرش..هیچ موقع هم نتونستم بهش بگم ..چون میترسیدم شرمنده شه..اه..متنفرم از این حالت ..که اگه ببینمش کل خاطراتم و کل اتفاقایی که به خاطرش تحمل کردم عیین یه فیلم از جلو چشام رد میشه ...ولی اون کاملا آرومه و درست عین یه غریبه... از این حالت متنفرم..

برچسب: نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 13:17

دارن در میزنن..کی میتونه باشه؟ خب در رو باز کن شاید به خاطر آبنبات اومده باشه! + سلام ^^ - ما آبنبات داریم ..به دنیای تاریکی ها خوش اومدین + قهوه هم دارین؟ - آره قهوه هم داریم..از چه نوعی میخوای؟! + تلخ و سیاه....درست عین روحم ___ عاقا هالووینتون مبارک ^^ ایشالا صد سال کنار هیولاهاتون زندگی کنین هالووین رو به تمام اونایی که مث من هنوز به وجود هیولا توی کمد ایمان دارن و هنوزم با هیولاهای زیر تختشون دوستن تبریک میگم..^^

برچسب: هالووین,هالووین در تهران,هالووین, تهران,هالووین چت,هالووین در ایران,هالووین 2013,هالووین 2014,هالووین مبارک,هالووین عکس, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 18:38

انسان ها گناهکارن که نمیتونن جلوی خودخواهیشونو بگیرن..

انسان ها <<ذاتا>> خودخواهن...و من فکر میکنم که نیازه خودخآاه باشیم

تا بتونیم توی این دنیای وحشی زندگی کنیم..

پس اگه خودخواهی یه گناهه من حاظرم یه گناهکار باشم!

برچسب: نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 18:38

برای آن که کمی، حتی اگر شده کمی زندگی کرد، دو تولد لازم است

تولد جسم و سپس تولد روح

هردو تولد مثل کنده شده هستن

تولد اول بدن رو به این دنیا میندازه،تولد دوم روح رو به آسمون میبره

rdquo;تولد روح من زمانی بود که تو را دیدمrdquo;

برچسب: تولدم مبارک,تولدمه,تولدم,تولدم نزدیکه,تولدم مبارک نیست,تولدمه سلامتی پدرم,تولدت مبارک,تولدمه ولی,تولدمه ولی تنهام,تولدم مبارک غمگین, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 18:37

عاقا بی صبرانه منتظر دو چیزم:

دو آذر

بیست و چهار آذر:/

کمتر از چند روز دیگه تولدشه...قول داده که بیاد :|

و ترس دارم ..واس تولدم...میترسم تبریک نگه

اگه نگه ذبحش میکنم :|| والا

برچسب: آذربایجان,آذر شیوا,آذر,آذربایجان غربی,آذربایجان شرقی,آذربايجان,آذری,آذرخش,آذر خرم,آذری ها, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 18:37

خب

مدرسه هم آمد و خواهد رفت..و دوباره خواهد آمد:|

بیخیال اصن حال حرف زدن درباره مدرسه رو ندارم:/

ذهنم درگیره..خالیه....خالی تر از خالی

صداهای عجیب و ناواضح میشنوم-_-

توی مغزم انگار چندنفر دارن بایه زبان بیگانه حرف میزنن

صداهایی مث پچ پچ یا چه میدونم یه چیزایی اینجوری

تصویرش جلو چشامه همش

خیلی خستم

احساس میکنم با حیوون هیچ فرقی ندارم :`|

اصن بهتره با یه مشاور حرف بزنم

پن : گردنم درد میکنه:| کیفم سنگین بود:|

برچسب: دیس شت, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:03

وبلاگش رو خیلی تصادفی پیدا کردم توی دایرکت یهش گفتم و اونم نمیدونست. من فک کردم میدونه چون فک کردم که اون دستنوشته ها رو خونده :) اما..نخونده بود..چون اونجا درباره وبلاگش صحبت کرده بودم و به من گفت که خونده با این همه بدی که کرد ..ولی بازهم فراموش نشدنی ترین اتفاقه پ ن: الان مامان خانوم بالا سرمه بش گفتم که براش کامنت گذاشتم..حالا هروز به وبلاگش سر میزنم گفتم شاید بیاد بخونشون..ولی فک نکنم انقد واسش اهمیت داشه باشم مطلبش رو هرروز میخونم با این که تکرارین ولی بازم هربار واسم تازگی دارن حالا اگه خانوم m بود ...میرفت کپیشونم میکرد:||

برچسب: وبلاگ,وبلاگ خرس,وبلاگ ستار بهشتی,وبلاگ عاشقانه,وبلاگ زیبا ناوک,وبلاگ نویسی,وبلاگ چیست,وبلاگ آزادی ایران,وبلاگ زاناکس, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:03

گیتارم :) عاشقششم :)) حالمو خوب میکنه ولی...هم اسمشه :( این داغونم میکنه فقط تفاوتشون در یک عدده ای سگ تو روحت:|

برچسب: گیتار,گیتار الکتریک,گیتار زدن,گیتار کلاسیک,گیتار آکوستیک,گیتار فلامنکو,گیتار برقی,گیتار بیس,گیتارینه,گیتار پاپ, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:03

منو خانم M دو شخصیت کاملااااااااا متفاوتو برعکس هر ویژگی شخصیتی اونو که برعکس کنی میشه من :| یا از من جذر بگیری میشه اون: فک کنم خود A هم این موضوع رو فهمیده :))) ریاضی دارم فردا همه چی رو قاطی کردم معلممون بچه ها میگن عاشقت شده ... دوتا از بچه های کلاس هم عاشقم شده اصلا حواسشون به درسشون نی یهو برمیگردن منو نگا میکنن و قربون صدقه م میرن .. از بس خی شیرینم(سقف لدفا

برچسب: نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:03

گاهی وقتا میشه خاطراتی که مدت ها جلوشون و گرفتی بودی عقب زده بودیشون رو ذهنت هجوم میارن مثل یه بهمن. یه سیل بعد شکسته شدن سد _____ نمیدونم حالم خوب باید باشه یا بد چه قدر اتفاق چه قدر فکر چه قدر تپش قلب! ______ چن وقتیه حس میکنم تو گوشم کرمی چیزی داره راه میره :)) والا! خدا لعنتش کنه اون دکتر کثافت رو. هیچ وقت نمی بخشمش ____ نمیدونم من این روزا کم اعصابم یا.... طبق معمول دراز کش بودم که برادر گرامی عین چی سرشو انداخ پایین اومد تو. اعتراضی نکردم. منم هدفون رو گوشم بود نه میشنیدم نه میدیدم) وسایلش رو که راست و ریست کرد به جای اینکه تشریف ببره گم شه بره بیرون یهو دیدم ترق

برچسب: plugins, meaning,b,pol, emoticon,r,pokemongo,24 subnet,log in,madstudiogames on facebook, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:02

ز آدم حراف متنفرم حالمو به هم میزنن برا هر چیزی عین بچه دو ساله یه چیزی میگه. ینی یه ضرب باید فکش تکون بخوره همچین دلم میخواد بخوابونم دهنش صدای بزغاله بده. اه. اعصاب. _____ هوا طوری خنکه فککنم همه عکسام این دفه اوور اکسپوز شدن :/ جدی. _____ ای جانم... .. اگه نباشی دلم برات تنگ میشه.. همونطور که دلم برا امشب تنگ میشه مدت ها بود اینطوری از ته دل لبخند نزده بود. این قدر حالم خوب نبود. این قدر دلم پر از احساس قشنگ نبود میخوام بدونی فقط. که تو چه قدر خوبی .. خیلی...

برچسب: name,meaning,m,gif,meme,and justice for all,com,definition,n,baby one more time, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:02

وقتی چشمانت باز اند ، داری یک زندگی روزمره رو تجربه می کنی ! همه چی سیاه سفیده ! تکراری ! خسته کننده ! قابل پیش بینی ! طولانی و بی روح وقتی یک چشمت را می بندی و به دنیا نگاه می کنی انگار یک بُعد بهت اضافه شده ! می تونی انسان ها رو مثل یک روح زود گذر ... ساختمان ها رو مثل یک دیوار کوتاه ! دنیا رو با یک طرف سیاه ! ببینی ... از حرکت خودت خبر نداری ! ممکنه هر لحظه بخوری به هر جایی یا بری به طرف چیزی ! مثل دنیای من ... ولی وقتی که دو تا چشمت رو ببندی وارد دنیایی آشنا میشی ... دنیای خودت . جایی که تا ابد می خوام اونجا باشم !!!! بُعد چهارم !

برچسب: بعد چهارم,بعد چهارم چیست,بعد چهارم زمان,بعد چهارم در قرآن,بعد چهارم انسان,بعد چهارم و پنجم,بعد چهارم قرآن,بعد چهارم زمان چیست؟,بعد چهارم ویکی پدیا,بعد چهارم جهان, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:02

[لمس[ از بچگی بهم گفتن بزرگ میشی یادت میره من کوچیک شدمو یادم بود و این یادم داد که واقعیت همیشه خلاف گفته هاشون خواهد بود نقطه ... این آهنگ حالت روحی الان منه نه خوشگله نه زشت نه عامه پسند نه واسه مهمونی خوبه نه توی ماشین وسط یه جاده پر از منظره قشنگ نه خوبه نه بد نه درسته نه غلط نهسیاهه نه سفید خاکستریه این یعنی رنگ واقعیت واقعیتی که میگه کل زندگی یه بازیه رویاهات میکِشَنت جلو خاطراتت میکشنت عقب چی میمونه ازت یه چیزی میشی به عمق افکارتو به طول زندگی ولی این مهمه کی رفتنیه کی موندنی کی تو حاشیه اس کی تو مرز کی یه جرقه س واسه تغییر با چند خط شعر خون

برچسب: نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:02

آینه ها دروغ میگن به من و باز دلم میگه تو صاف برو بخنـــــــد نه روی زمین من دنبال چیزی که تو دنیای من نیــــست بازم آسمون ببار، بــا مـــن ...

برچسب: _,_liaadiazz,_crt_secure_no_warnings,_ emoticon,__dirname,__init__ python,__name__ python,__dopostback,__file__,_blank, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:01

سر کلای شیمی نشسته بودم داره آلدهیدا و کتونا رو میگه میگه کتونا کلا از 3 تا کربن به بالا وجود دارن بعد یه تست دادو و اینا من آخرش خیلی آروم ازش پرسیدم که اصلا اتانال که از آلدهیداس و دوتا کربن داره ایزومر کتونی نداره چون کتون با 2 کربن نداریم!ینی بیچاره داش از ذوق مرگی خفه میشد!پرسید فامیلتون؟ میگم: فلانی.رفته پای تخته نوشته خانوم فلانی حرف بسیار خوبی زد...عالی ...حرف خیلی خیلی خوبی زد :|بابا جان خو بود ی کلمه گوفتما:|تو مبحث بعدی باز میگه خانوم فلانی نکته ندارید ینی من اینجوری :|(هر چند در درون اینجوری بودم =)) {feeling kharkeif})فک کنم کلا تو ذهنش حک شدم :|

برچسب: نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:01

اووف...خسته شدم امروز رو پر کاری بود ..بدتر از اینکه از مدرسه بیای و بشینی سر سفره ناهار به جای خوردن مشغول حرف زدن با مادرت بشی اونم فلسفی.. امروز یه مقاله از نیچه خوندم خیلی خوب بود..درباره بازگشت دوباره بود و من کاملا باهاش موافقم متاسفانه یکی از خصوصیاتی که ما انسانا داریم اینه که بیشتر اشتباهاتمونو قبول نداریم و هر وخت که به گذشته نگاه میکنیم میگیم اگه برمیگشتیم اینو تغییر میدیم ولی کمتر کسی به تغییر ندادنش فکر میکنه ..مثلا چرا نمیگیم ما تغییرش نمیدیم چون چیزی بوده که خودمون انتخابش کردیم؟ ..چرا به جای تغییر دادنش به این فکر نمیکنیم که یه جوری زندگی

برچسب: فلسفی,فلسفیدن,فلسفی ترین جملات,فلسفی سنگین,فلسفی عاشقانه,فلسفی اس ام اس,فلسفی طنز,فلسفی جملات,فلسفی مطالب,فلسفی sms, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:01

عاقا یکی از خصوصیات من اینه که همیشه درحال فکر کردنم :/ هربار هم به چیزی..مغزم جهش داره:| از یه بحث میپرم واس بحث بد از یه فکر میرم واس یه فکر دیگه امروز صب از خواب که پا شدم همونطور به حالت دراز کش داشتم با خودم اینو تکرار میکردم که چرا لباس تراندویل توی فیلم دنباله داشت ولی چند دقیقه بعدش نه؟! :| داداشمم که اومد داخل اتاق که بیدارم کنه با حالت تعجب بم نیگا میکرد و گفت من این در تیمارستانو(منظور در اتاقم بود :|) میبندم ..بعد چند دقیقه دوباره اومد تو و من این بار دراز کش(به آن گونه که صورتت سمت بالش باشه=/) و مشغول بازی کردن با نخ های بالشت بودم و داشتم مربع درست

برچسب: emoticon, meaning,m,m bmw, emoticon meaning, summary c,m power, reference path,file,x, نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 3:00

صفحه بندی